تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

مرجع تخصصی اطلاعات حسابداری - درد دل
و هو سریع الحساب

درد دل

جمعه 28 آبان 1389 07:14 ب.ظ


با سلام
با عنایت به اینکه متاسفانه وبلاگ قبلی بنده که حاصل زحمات بیش از صدها ساعت کار و بی خوابی بود و طی چند سال اطلاعات کامل و بسیار زیادی رو جمع آوری و ارائه داده بودم و متوسط روزانه حدود 350 تا 550 نفر بازدید کننده داشت ، رو یک نامرد و بی شرف هک کرده بسیارمتاثرو ناراحتم
و دیگه علاقه ای به اینکه در این دنیای پرجنب و جوش علم مطلبی ارائه بدم رو ندارم
فعلا این وبلاگ جدید رو ساختم تا ببینم آیا میتونم وبلاگ قبلی رو بدست بیارم یا نه
چنانچه کسی میتونه در این خصوص کمکی کنه خواهش میکنم کمکم کنه 

آدرسهای وبلاگ قبلی
http://hesabdariarshad.tk


http://sistan-accountant.mihanblog.com


الان به جای باز شدن وبلاگم ، وبلاگ فتوبلاگ ساراصفا بازمیشه
و از هر طریقی که امکان داشته باشه از این سایت دزد شکایت میکنم
فعلا به میهن بلاگ ایمیل زدم و منتظر جواب مدیران میهن بلاگ هستم
انشاء الله وبلاگم دوباره به دستم برسه .....
 
28 آبان 1389
مهدی رخشانی

پسر  زنی به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشت.بنابراین زن دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد . این زن هر روز به تعداد اعضاء خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا می گذشت نان را بر دارد . هر روز مردی گو‍ژ پشت از آنجا می گذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او تشکر کند می گفت:«کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام دهید به شما باز می گردد . »این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده شد .او به خود گفت:او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان می آورد . نمی د انم منظورش چیست؟ یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او خلاص شود بنابراین نان او را زهر آلود کرد و آن را با دستهای لرزان پشت پنجره گذاشت، اما ناگهان به خود گفت : این چه کاری است که میکنم ؟ بلافاصله نان را برداشت و در تنور انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت .مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت . آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد . وقتی که زن در را باز کرد ، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباسهایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه ، تشنه و خسته بود در حالی که به مادرش نگاه می کرد ، گفت : مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم .در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم . ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد . او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان به من داد و گفت : «این تنها چیزی است که من هر روز میخورم امروز آن را به تو  می دهم زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری » وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی برای مرد گوژ پشت پخته بود و  اگر به ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او نپخته بود ، فرزندش نان زهرآلود را می خورد . به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان روزانه مرد گوژ پشت را دریافت:

هر کار پلیدی که انجام می دهیم  با ما می ماند.
و نیکی هایی که انجام می دهیم به ما باز میگردند

نکته ها:
ز نیکی همه نیکی آید به جای ** به نیکی دهد نیز نیکی خدای
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده اند: «اَلْاِحْسانُ یَقْطَعُ الْلِسانَ»؛ نیکی کردن، زبان مرد ببرد.
رسول صلی الله علیه و آله نیز فرموده است: هر که نیکی کارد، رغبت دِرَود و هر که بدی کارد پشیمانی دِرَود.
 از سجایای اخلاقی پسندیده، احسان و نیکی به مردم است و خداوند در قرآن کریم به طور مکرر از آن سخن گفته است. در آیه 26 سوره یونس می خوانیم: " کسانی که نیکی کردند ، پاداش نیک و افزون بر آن دارند و تاریکی و ذلت، چهره هایشان را نمی پوشاند. آنان اهل بهشت هستند و جاودانه در آن خواهند ماند .
آری نیکی کردن خوب و پسندیده است، اما چگونه نیکی کنیم؟
حکیم بطلمیوس گوید: چون به جای کس نیکی کنی، باید که منّت ننهی و افتخار نکنی و تا توانی بد میندیش و پیوسته نیکی کنی که شرف نیکو کرداری آن بس است که هرگز پشیمان نشود و نه از کس ملامت یابد و مقتضای داد و انصاف آن است که چون کسی به خدمتِ تو نیکی کند که سپاسداری نمایی و به انواع، مکافات کنی. منبع  tajerian.ir




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 آذر 1389 11:12 ق.ظ